رفتن به بالا
  • تعداد اخبار امروز : 0 خبر
  • جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۸
  • الجمعة ۱۵ ربيع ثاني ۱۴۴۱
  • 2019 Friday 13 December

صریر: آقا بد زمونه ای شده. بببببد. خرج و مخارجا که حسابی رفته بالا. درآمدا هم که بیشتر شبیه درنیامدا شده! البته میگن تا ۱۴۰۰ همینه بعدش ان شاءلله درست میشه ما هم دعا می کنیم درست بشه.

به گزارش صریر، تا ۱۴۰۰ هم سعی می کنیم کارهایی انجام بدیم که خرج نداره؛ مثلا به جای اینکه زن و بچه رو برداریم هی هرشب هرشب بریم رستوران و پیتزا و چیپس و پنیر و غذاهای فست فودی سفارش بدیم که هزار درد و مرض و عوارض برای سلامتی مون داره، می ریم پارک نون و پنیر و آبدوغ خیار می زنیم به بدن! کلی هم برای سلامتی مفیده. خرجش هم یه کم خیار و ماست و آب و گردو و ادویه ست.
البته میگن گردو گرون شده که خب چه بهتر. گردو گرمی میاره باعث میشه آدم هی جوش بزنه.
چی؟ ادویه گرون شده؟
حالا ادویه هم گرون شده اونم فدا سرتون. ادویه هم خیلی مهم نیست همین که یه نمکی باشه کافیه اونم نبود با نمک خودتون بخورید نوش جان تون… جان؟
لبنیات هم؟ ماست هم که شامل لبنیات میشه…
الان پس چی می مونه؟ بذارید یه حساب سرانگشتی بکنیم. یه خیار داریم. یه لیوان آب. دیگه چی؟
آهان بقیه چیزا گرون شده. خب با یه لیوان آب و خیار خداییش نمیشه رفت پارک…
آقا اصلا چرا زندگی رو سخت می گیرید. خب برید پارک ولی چیزی نخورید. کی گفته حتما باید برید پارک کلی خرج گردو و ماست و نون و ادویه کنید که چی؟ که آقا و خانم هوس آبدوغ خیار کردن. میخوام نکنن تو این گرونی.
عوضش با هم بلند شید شال و کلاه کنید سوار ماشین بشید برید پارک با هم دوست باشید بهم احترام بذارید به بزرگترها احترام بذارید، حرفشون رو گوش کنید بهشون سر بزنید صله رحم کنید که اتفاقا همین احترام گذاشتن هیچ هزینه ای نداره. خیلی هم راحته. مخصوصا در برابر بزرگترها.
جان؟
بنزین کارتی شده، سهمیه ای شده؟
آهان یعنی پارک و اینور اونور هم نمیشه رفت…
آقا خب چه کاریه؟! شما میخوایید به زن و بچه و پدر و مادرتون احترام بذارید کی گفته باید با ماشین برید.
بیا، هوا رو ببینید. اینم نتتیجه سوار ماشین شدنتون. هی هوا رو آلوده می کنید ملت مریض میشن. اگه راست میگید پیاده برید احترام بذارید. درسته دیر می‌رسید ولی هوا پاک می‌مونه بدن خودتون سالم می‌مونه حالا درسته مثلا اگه بخوایید برید شهرستان پدر و مادرتون رو ببینید پیاده یکی دوماهی طول می‌کشه ولی خب دیگه هم فاله هم تماشا. دو سه بارم این کار رو بکنید حسابی مشغول میشید ایشالله ۱۴۰۰ هم زودتر خودش رو به ما می رسونه.

رضا عیوضی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

از ماجرای یقه باز مدرس تا علت مخالفت وی با لایحه ورود سگ از انگلستان

صریر: شهید آیت‌الله سید حسن مدرس مردی است که شاید جامعه نخبگانی ما کمتر از شجاعت و استدلال‌های بی‌باکانه وی در مسیر دفاع از حق و همچنین حقوق مردم در برابر حکومت سراسر ظلم رضاشاه خبر داشته باشند. ایستادگی بی‌مانندی که در گزارش زیر به ذره‌ای از دریای درایت و اقتدار این مرد با تقوا اشاره می‌کنم. سیّد حسن اسفه‌ای مشهور به «مدرس» در سال ۱۲۸۷ ق (برابر با ۱۲۴۹ ش) در خانواده‌ای از سادات طباطبایی ساکن سرابه از توابع زواره اردستان به دنیا آمد. پدرش سیداسماعیل مردی پاک دامن و با تقوا بود وی زندگی خود و خانواده‌اش را در کمال بی نیازی و قناعت از راه وعظ و تبلیغ اداره می‌کرد. مادر مدرّس بانوخدیجه خانم زنی متدّین و پارسا بود که از اوان کودکی شهامت و دلیری و راستی را در وجود او پرورش داد. سیّد حسن مدرّس در سن شش سالگی رهسپار قمشه شد و به مدت ده سال در آن شهر مقدمات ادب عرب و فارسی را فرا گرفت. شانزده سال بیشتر نداشت که بنابر وصیّت پدربزرگش میرعبدالباقی برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت. قریب به ۱۳ سال در آن جا به تحصیل معارف اسلامی از محضر استادانی چون عبدالعلی هرندی، آخوند کاشی، جهان گیرخان قشقایی، شیخ مرتضی ریزی و سیّدمحمدباقر دُرچه ای پرداخت. سپس عازم عتبات شد و به مدّت هفت سال دیگر در محضر آیات عظام حاج میرزا حسن شیرازی، محمّد کاظم خراسانی و سیّدمحمد کاظم طباطبایی یزدی به کسب دانش پرداخت و پس از نیل به درجه اجتهاد در سال ۱۳۲۴ در ۳۷ سالگی به اصفهان مراجعت کرد. آیت اللّه سیّدحسن مدرّس پس از کسب درجه اجتهاد از عتبات به اصفهان برگشت و زندگی بسیار ساده و با قناعتی را شروع کرد و در مدرسه‌های جدّه کوچک و جدّه بزرگ به تدریس درس‌های فقه، اصول، منطق و شرح منظومه مشغول شد و شاگردان بسیاری تربیت نمود که از جمله آنهاست: سیدعلی اصغر سِدِهی، صدر کوهپایی، شیخ محمود مفید، شیخ محمدباقر نجفی، محمدباقر الفت، مهدی الهی قمشه ای و حسام الواعظین. با اوج گیری جنبش مشروطه خواهی، وقتی انجمن ملّی اصفهان به ریاست حاج آقا نوراللّه اصفهانی تشکیل شد، مدرّس نیز به عضویت این انجمن درآمد و به سِمت نایب رئیس انجمن انتخاب شد. و در این دوره به همراه حاج آقا نور اللّه اصفهانی کمک های فراوانی به مشروطه خواهان کرد. شهید مدرّس از آغاز بلوغ خود تا آخرین لحظات شهادت، در حوزه‌های اصفهان، نجف، تهران و تبعیدگاهِ «خواف»، درس و بحث و تدریس را رها نکرد. او درحالی که به عنوان مجتهد طراز اول برای نظارت بر وضع قوانین در جلسات مجلس شرکت می‌کرد در مدرسه سپهسالار تهران نیز دو درس خارج، یکی در فقه و دیگری در اصول، آموزش می‌داد و این کار را تا هنگام بازداشت و تبعید ادامه داد. مدرّس، به عنوان فقیه و فیلسوف، معتقد بود که تنها با درس فقه و اصول نمی‌شود عالم متعهّد و آگاه به زمان و مُتخلّق به اخلاق اسلامی تربیت نمود. لذا ...

آخرین خبرها